مسعود حیدرپور مسعود حیدرپور
-
0
باباخان کیست؟!

باباخان کیست؟!

سه شنبه 23 اردیبهشت 99

در پی انتشار اخبار تخریب حول خانه تاریخی #باباخان، بر آن شدیم تا گفت و گویی با کریم میمنت نژاد، پژوهشگر تاریخی #تبریز، در رابطه با تاریخچه این خانه و نیز شخصیت پهلوان نامی "حاج باباخان"  داشته باشیم

▪حکایت غیرتمندی آذربایجان به روایت کریم میمنت نژاد:
.
گل سنه دییم او جعفر درداردن
 آل نهنگ بیشه ی غیرت حاج اللهیاردن
(محمد امین خیابانی)
.
داستان برمی گردد به اواخر سلطنت محمدشاه و اوایل سلطنت ناصر الدین شاه، در این دوره گروهی در تبریز زندگی می کردند که پهلوان و اهل زورخانه بودند و هر محله هم زورخانه و پهلوان نامی خودش را داشت. (بعدها در زبان فارسی از واژه عیار برای نامیدن این پهلوانان استفاده شد که در تبریز همان " لوتی" است!)
در این دوره در تبریز حاج اللهیار خان پهلوان محله ورجی بود، جعفر دردار پهلوان محله حکم آوار و حاج باباخان پهلوان محله جمشید آباد. (جامیشاوان)

▪در کتاب تاریخ مشروطه ایران به قلم احمد کسروی در شرح حاج الهیار خان آمده است که:
پهلوان حاج اللهیار خان هیچ وقت در طول عمر پر برکت خود به خودکامگی سر فرود نیاورد، آزادی و آزادگی خود را نگه داشت و به بیداد فراش باشی ها و وادی ها و بیلر برها سر فرود نیاورده است.
.
پهلوانانی که در کنار ورزش زورخانه ای نسبت به  مسائل اجتماعی هم واکنش نشان داده و در این زمینه به طور موثری نقش آفرینی می کردند.
بعضا با علمای وقت هم ارتباط داشتند و علیه ناعدالتی ها در سیستم حکومتی اقدامات موثری انجام می دادند. (داستان مربوط به زمانی است که هنوز مشروطه آغاز نشده بود و طبیعتا ناعدالتی ها بیداد می کرد).
در آن زمان علما که مراجع مردم بودند هنگام مراجعه مردم در شکایت از موضوعی، این لوتی ها را برای حل و فصل  آن مساله مامور می کردند.
داستان معروف دلاوری حاج اللهیار خان از یک میهمانی در یک باغ بنام "داشلی باغ" که متعلق به "نایب جبرئیل خان" بود شروع می شود، میهمانی که محفل پهلوانان، اعیان و اشراف بود و اتفاقا داروغه تبریز بنام "نایب رجبعلی" هم آنجا حضور داشت. از قرار معلوم نایب رجبعلی بذله گویانه شروع به تعریف از زیبایی بی همتای زنان تبریزی می کند و با بی ادبی آنها را بی صاحب می خواند! (بی غیرت!)
روایت است که حاج اللهیارخان تاب این بی حرمتی و بی غیرتی را نیاورده و از خشم به خود می پیچد، از طرفی حفظ حرمت میهمانی را برخود واجب دانسته و نمی خواهد خشم او محفل را برهم بزند، لذا خطاب به نایب رجبعلی می گوید: " جناب داروغه! از فردا هرچه سرباز داری مهیا کن و هرچه تدابیر امنیتی خواهی برای حفظ امنیت خود بیندیش، که من صاحبان این دیار را نیک نشانت خواهم داد!"
میهمانی میگذرد و روزی از روزها پی نایب رجبعلی میفرستند و خبر میرسد که حاج الله یار خان چه نشسته ای که نایب رجبعلی داخل حجره کریم نیل فروش در دالان تیمچه حاج سید حسین میهمان است. حاج اللهیار خان غفلت نمی کند و یاران را هم خبر می کند. ۲۶ تن با سرکردگی حاج اللهیار خان که "جعفر دردار" و "حاج باباخان" هم در آن جمع بودند سراغ نایب رجبعلی بدبخت بی خبر از همه جا می روند!
۲۷ تن با قمه و قداره یا علی، یاعلی گویان در بازار قدم برمیدارند، با دیدن سایه های غول پیکر و پر ابهت، سربازان نایب رجبعلی با به فرار می گذارند و پهلوانان هم کم نگذاشته و نایب رجبعلی بی غیرت را تا می خورد کتک می زنند! نایب رجبعلی بدبخت توان رهانیدن خود از دستان پرتوان پهلوانان را نداشته و آغشته به خون جان به جان آفرین تسلیم می کند! (خونش حلال!)
.
▪"قانلی دالان" (دالان خونی) معروف امروز همان دالان حاج سید حسین است.
.
حاج اللهیار خان می دانست این اقدامش از طرف سران حکومتی بی پاسخ نمی ماند! و روایت است به صلاحدید آقا میرزا جواد، از علمای اعلم زمان، مسبب اصلی این ماجرا یعنی حاج اللهیار خان، به بهانه سفر به مکه از نظر ها پنهان می شود و یک شب در خانه حاج بابا خان در جمشید آباد می ماند، فردای آن روز از راه دره تپه به همراه باباخان عازم مکه می شوند تا اینکه آبها از آسیاب بیفتد.
.
و این قسمتی از داستان دلاوری عیاران بود، یکی از این پهلوانان نامی "حاج باباخان" است که آوازه دلاوری اش پس از همین ماجرا  بر سر زبانها افتاد و خانه تاریخی "باباخان" هم که تنها بازمانده از او و در کل پهلوانان نامی آن دوران است شهرتش را مدیون همین دلاوری است. (گرچه همین خانه هم به شایستگی حفظ نشده، به مرور زمان تا امروز تفکیک و تخریب شده و فقط بخش کوچکی از آن باقی مانده است).
.
▪محله جمشیدآباد به خانه های زنجیره ای اش معروف است و "خانه باباخان" هم در این محله خانه بزرگ و خاندانی بوده و چند اندرونی و بیرونی داشته، قطعه بزرگی که به واسطه سکونت حاج باباخان و خاندانش به نام "بابا خان دونگه سی" معروف می شود، اما با گذر زمان این قطعه توسط ورثه "زارع"  نامی تبدیل به چند پلاک ثبتی می شود و بعدها هم توسط بازماندگان و نوادگان طایفه باباخان تفکیک به پلاکهایی می شود که ثبتی نبوده و به بلامانع و به سهولت تخریب می شوند، آخرین قطعه باقیمانده موجود ۲۰۰ الی ۲۵۰ مترمربع است که شامل همان دالان و هشتی با سردر ثبت شده می باشد.
.
▪وعده تملک خانه باباخان توسط شهرداری (امید است مثل وعده تملک ارفع الملک نشود!)
▪ بازسازی خانه باباخان توسط میراث فرهنگی
.
پلاک چسبیده به خانه باباخان، شامل قوانین ثبتی نمی شود، لذا مجوز برای تخریب ساختمان کناری بلامانع صادر شده، اما براساس مراجعات حضوری و بررسی های میدانی شهردار محترم تبریز با توجه به احتمال آسیب دیدن خانه باباخان در طول روند عملیات تخریب، فعلا عملیات تخریب متوقف شده و خوشبختانه وعده تملک خانه بابان هم از طرف شهرداری محترم اعلام شده است.
همچنین قرار بر این است میراث فرهنگی نیز خانه باباخان را بازسازی نماید.
.
▪ پس از بازسازی، خانه باباخان با عنوان خانه هویت محور پهلوانان تبریز، خانه عیاران یا فتوت و جوانمردی به حیات پرافتخار خود ادامه خواهد داد و به عنوان یکی از جاذبه های نادر شهرمان معرفی شده و حفظ خواهد شد، عنوانی مبتنی بر واقعیت و این اتفاق بسیار خوبی است.
.
خانه باباخان جزو هویت لاینفک تبریز است و با صرف هزینه های اقتصادی هزاران برابر سود معنوی عاید شهرمان خواهد شد، جای تاسف است که چنین سرمایه هایی تا الان در شهرمان بلا استفاده مانده بود.
.
▪ جلوی دونگه باباخان چشمه ای هم وجود داشته که متاسفانه امروز اثری از آن چشمه باقی نمانده است.

متن از حمزه زاده

پ.ن: تصویر مربوط به گراور اللهیارخان از کتاب جوانمردی و فتوت در آذربایجان

شناسه خبر : 2273879

فعلا نظری برای این خبر ثبت نشده است.